جلسه مقدماتی4- راهکارهایی ساده برای پاکسازی ذهن


توسط دکتر مهدی ریحانیان

بروز رسانی شده در یکشنبه, 12 بهمن 1404

راهکارهایی ساده برای پاکسازی ذهن :

« همان افکاری که در ذهن ناخودآگاه خود می‌کارید، در بدن و محیط اطرافتان باید برداشت کنید. »


اول از همه باید به این موضوع بپردازیم که ذهن ناخودآگاه چیست؟

ذهن ناهشیار و یا همان ضمیر ناخوداگاه مخزن احساسات، اندیشه ها، آرزوها ، اسرار و  خاطراتی است که خارج از اطلاعات آگاهانه ماست و ما از آن ها آگاهی کامل نداریم.

بسیاری از  اطلاعات ضمیر ناخودآگاه غیر قابل قبول و یا ناخوشایند هستند که از جمله می توان به احساس درد، اضطراب یا درگیری اشاره کرد.

ضمیر ناخودآگاه همچنین بر رفتار و تجربه ما نیز تأثیرگذار است، اما ممکن است خودمان از این تأثیرات آگاه نباشیم.


ضمیر ناخودآگاه چیست؟

ذهن انسان ها دقیقا شبیه به یک کوه یخ است، ویژگی اصلی کوه یخ را هم که حتما می دانید؟

 90 درصد کوه یخ در زیر آب قرار می گیرد و فقط 10 درصد آن در بالای آب است. ذهن انسان هم دقیقا به همین صورت است، اگر بخواهیم ذهن یک انسان را به دو قسمت تقسیم کنیم باید بگوییم که 10 درصد ذهن ما از ضمیر خودآگاه و 90 درصد آن از ضمیر ناخودآگاه تشکیل شده است.

ضمیر خودآگاه آن قسمت از ذهن ما است که با استفاده از آن قضایای پیرامون مان را استدلال می کنیم، در رابطه با آنها تصمیم می گیریم و در کل اراده ی ما از آنجا نشئت می گیرد.

ضمیر ناخودآگاه آن قسمت از ذهن ما است که باعث می شود ما بسیاری از کارهای روز مره ی زندگی مان را بدون نیاز به فکر و استدلال انجام بدهیم، به عنوان مثال ما هیچ وقت درمورد نفس کشیدن مان فکر نمی کنیم و این کار همیشه به طور اتومات در طول حیات ما انجام می شود و یا موارد احساسی مثل این که زمانی که دست ما به جسم داغی اصابت می کند خیلی ناخودآگاه آن را عقب می کشیم.

این قسمت از ذهن ما دقیقا همان قسمتی است که اعتقادات ما، پاسخ های خودکار جسم ما به عوامل بیرونی و عادت های ما در آنجا ذخیره می شود.


این جا همان جایی است که نوع واکنش های آتی ما به مسائل بیرونی ذخیره می شود، این که در مقابل چه مسئله ای چه واکنشی نشان بدهیم، این که بترسیم یا منطقی برخورد کنیم؟

این که خونسرد باشیم یا کنترل خودمان را از دست بدهیم و غیره.


در بین این ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه قسمت دیگری وجود دارد که ما به آن ذهن نیمه هوشیار می گوییم. این قسمت از ذهن درست مثل یک فیلتر عمل می کند و از این طریق از ما محافظت می کند!

ذهن نیمه هوشیار تمام داده های ورودی را دریافت می کند، آنالیز دقیقی برروی آن ها انجام می دهد و مشخص می کند که کدام یک از این داده ها می توانند به سمت ذهن ناخودآگاه بروند و کدام یک نمی توانند.( ذهن نیمه هوشیار از 7 سالگی به بعد شروع به کار می کند )


چگونه ضمیر ناخودآگاه آموزش می بیند ؟

1- تدوین بخش عمده ناخودآگاه ما توسط خانواده یا جامعه بین سه ماهه آخر بارداری و هفت سال اول زندگی صورت می پذیرد

کودک از لحظه ی دنیا آمدن تا تقریبا سن 7 سالگی شروع به آموختن و شناخت محیط اطرافش می کند و در مغز او کتابخانه ای از این شناخت ها و بایدها و نبایدها شکل می گیرد .

البته در این زمان هنوز کودک نمی تواند خوب را از بد تشخیص بدهد و این شناخت ها تنها منجر به داشتن احساسات خاص در موقعیت های مختلف زندگی در کودک می شوند.

روشی که ما هفت سال اول یاد می گیریم از طریق هیپنوتیزم است زیرا مغز با فرکانس پایین کار می کند و هر آنچه را می بیند بارگذاری می کند .

ذهن نیمه هوشیار کودک از سن هفت سالگی به بعد شروع به رشد می کند در نتیجه تا قبل از این زمان هرآنچه که کودک شما از شما و اطرافیانش می شنود، می بیند و احساس می کند مستقیما و بدون هیچ  فیلتر ، آنالیز و استنتاجی به ضمیر ناخودآگاه او منتقل می شود و حقایق مغز او را تشکیل می دهد. و همین اطلاعات 95 درصد ذهن شما را در تمام سال های بعدی زندگی تان تشکیل می دهد.

ضمیر ناخودآگاه انسان هیچ گاه نمی خوابد و به حالت استراحت هم نمی رود در نتیجه میزان اطلاعات بسیار زیاد و شگفت انگیزی در این دوران به مغز کودک منتقل می شود.

در این زمان از نظر کودک شما، شما مصداق درستی و خوبی هستید و هرآنچه را که شما به آنها بگویید به عنوان حقیقت و عمل درست می پذیرند و در ذهن آنها شکل می گیرد. بنابراین، تا سن هفت سالگی مغز کودک فقط در حال بارگیری اطلاعات است، در این زمان کودک تصمیم می گیرد که از ارتفاع بترسد یا نترسد، پول خوب است یا بد است، عشق زیبا است یا نیست.

 (( نکته ی دیگری که ما پدر و مادرها خیلی باید به آن توجه کنیم این است که ضمیر ناخودآگاه کودکان حس شوخ طبعی ندارد، منطق ندارد و همه چیز را به همین صورت می پذیرد و هیچ تفسیری نمی کند. وقتی ما با کودکان شوخی می کنیم و یا حتی او را مسخره می کنیم این برای او تبدیل به یک واقعیت می شود و در ضمیر ناخودآگاه او به همان صورت و بدون درک این که شوخی است، شکل می گیرد. مثلا وقتی به کودک مان می گوییم که "آخی چقدر تو خنگ هستی" یا "من را تنها بگذار" این جملات بصورت حقیقت و بدون هرگونه تفسیری در ذهن او جا می گیرند.))

(( ذهن کودک ما انرژی های منفی را به همان صورت انرژی های مثبت تشخیص می دهد و به همان صورت هم می پذیرد.

اگر ذهن کودک بر پایه ی ترس، عدم اعتماد به نفس و عدم پذیرش توسط اطرافیان شکل بگیرد، تصمیمات آینده ی ضمیر خودآگاه او نیز بر همین اساس شکل خواهد گرفت.))


2- تکرار و تکرار و تکرار :

از سن هفت سالگی تا 30 سالگی ، کودک کم کم شعور و منطق پیدا می کند و در این زمان کودک شروع به تصمیم گیری می کند و نتایج حاصل از این تصمیم گیری ها ضمیر خودآگاه او را که چیزی حدود 10 درصد مغز اوست را تشکیل می دهد.


ذهن‌تان هرچیزی که به آن وارد می‌شود را در خود حفظ می‌کند و هیچ تفاوتی بین اطلاعات درست و نادرست یا افکار منفی و مضر و افکار مثبت و سازنده قائل نیست. فقط همه چیز را حفظ می‌کند.

ذهن ناخودآگاه با تکرار ، همه چیز را یاد می‌گیرد : از ریاضی ، زبان تا دوچرخه سواری ، رانندگی و ...

پس زمانی که شما برای چند بار یک موضوع را به آن تزریق می‌کنید، تا زمانی که اطلاعات در ذهن حک شود آن را بازخوانی می‌کند.


مثال : برای اولین بار سوار دوچرخه شده‌اید را به یاد دارید؟

در ابتدا برایتان سخت بود تا تعادلتان را حفظ کنید اما دست از تلاش نکشیدید و اول تعادلتان را برای ۵ ثانیه سپس ۱۰ ثانیه حفظ کردید و کم کم این زمان را بیشتر کردید و در آخر توانستید تعادلتان را برای زمان بیشتری حفظ کنید. و این فقط به علت تکرار شماست. از این پس ذهن ناخودآگاه‌تان هرآنچه را که برای حفظ تعادل لازم است انجام می دهد.

وقتی ذهن ناخودآگاه‌تان چیزی را می‌آموزد آن را در خود حفظ می کند تا در مواقعی که به آن احتیاج دارید، از آن استفاده کنید.

 درنتیجه زمانی که دوباره سوار دوچرخه ‌شوید، ذهن‌تان به سمت آموزش های قبلی تنظیم می‌شود و بدون اینکه بخواهید تلاشی بکنید دوچرخه سواری را شروع می‌کنید.

نکته جالب اینجاست که که اگر شما با روش اشتباه آموزش ببینید، با همان روش اشتباه ادامه خواهید داد.


3-شوک عاطفی :

با شوک عاطفی بدنبال مرگ عزیزان یا بدنبال توبه واقعی یا .... انسان می تواند بطور کلی تغییر کند .

اثر ذهن نیمه هوشیار : شخصی را در نظر بگیرید که عزیزی را به صورت غیر منتظره ای  از دست داده است این شخص در حالت آگاه و در سطح خودآگاه میداند که این اتفاق افتاده است ولی از آنجایی که این موضوع میتواند ضربه بزرگی به آن شخص بزند ذهن نیمه هوشیار وارد عمل می شود و با تکرار کلماتی مانند باورم نمی شود، اصلا نمی توانم باور کنم و… شخص را در یک حالت شوک قرار می دهد.


4-تغییر باورها از طریق آموزشهای رفتار درمانی شناختی ، اکت و ...

تکرار اینکه هر صبح قبل از شروع کار و هر شب قبل از اینکه به خواب بروید با مراجعه به ضمیر ناخودآگاه برای روز جدید یک برنامه ریزی کلی انجام دهید.( جلسات روزانه در معجزه شکرگزاری )

هر چیزی که در ضمیر ناخودآگاه شما با تکرار ثبت شود، به طور مستقیم در احساسات، شرایط و رویدادهای زندگی تان تاثیر می گذارد.

در این روشها سعی می کنید تفکرات مثبت را جایگزین افکار منفی کنید ، با این کار ذهنیت شما تغییر پیدا می کند و به آسانی می توانید بر افکار منفی غلبه کنید.


استرس، اضطراب و ترس می تواند ریتم طبیعی تنفس، ضربان قلب و کار هر قسمت دیگر بدن را مختل کند. اندیشه های مثبت و سازنده را در ذهن ناهشیار را تقویت می کند، به این ترتیب تمام وظایف بدن به حالت عادی برمی گردد.


ارتباط بین ضمیر ناخودآگاه و قانون جذب :

ضمیر ناخودآگاه ما مخزن و منبعی از احساسات و اعمال خوب و بد ما است و با ساطع کردن این خوبی و بدی ها به جهان هستی باید منتظر دریافت پاسخ آنها باشیم.

خوب برای ما خوبی را جذب می کند و بد برای ما بدی را جذب می کند؛ پس اگر در ضمیر ناخودآگاه ما پر از خطا و بدی باشد باید منتظر پاسخ این بدی ها و خطا ها از جانب کائنات باشیم و اگردر ضمیر ناخودآگاه ما خوبی ها و کارهای مثبت باشد باید منتظر پاسخ این خوبی ها و این کارهای مثبت باشیم.


قانون جذب قانونی ساده و طبیعی است که اگر بتوانید از این قانون به درستی استفاده کنید می توانید زندگی خود را متحول کنید.


5-عشق :

وقتی عاشق می شوید ( عاشق همسر ، فرد ، خداوند و .... ) سعی می کنید کاری را تکرار و تمرین کنید که خیلی دلرباست و مورد نظر معشوقه شماست !


ضمیر ناخوداگاه قابل تغییر است:

یکی از ویژگی های اصلی ضمیر ناخودآگاه قابل تغییر و منعطف بودن آن است؛

هر فردی می تواند با برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه زندگی خود را به طور کلی متحول کند و نسبت به تغییری که بر روی ضمیر ناخودآگاه خود اعمال کرده است زندگی خود را در جهت مثبت و منفی حرکت دهد.

بسیاری از دانشمندان و فعالان در حوضه روانشناسی پی برده اند که تنها 5 تا 10 درصد از فعالیت های شناختی ما (تصمیم گیری ها، احساسات، اعمال، رفتار) آگاهانه است در حالی که حدود 95 درصد باقیمانده توسط ضمیر ناخودآگاه انجام می شود؛ این بدان معناست که اگر ما ضمیر ناخودآگاه خود را تغییر ندهیم زندگیمان نیز هیچ تغییری نمی کند.

البته اطلاعات ذهن انسان ، قابل پاک شدن است، اما پاک کردن آنها مستلزم تلاش فراوان است. روش پاک کردن عادت‌های بد و افکار منفی و آسیب زننده هم همین است.

این موضوع برای تمام عادت های فیزیکی و ذهنی صدق می‌کند.عادت های فیزیکی شامل کار همیشگی شماست، مانند روتین روزانه‌تان. عادت های ذهنی‌تان شامل چرخه‌ای مانند خودباوری، احساس ناامنی، و دیدتان نسبت به محیط اطراف و … هستند.

در هر حال ذهن‌تان می‌تواند بر جسم‌تان تاثیر بگذارد و بالعکس، این چرخه طبیعی است.

خب اجازه دهید ببینیم این تکنیک ساده چیست؟

(( بهترین و موثرترین راهکاری که می‌تواند الگوی ذهن ناخودآگاه شما را تغییر دهد، آگاهی است.))

درست است شما نسبت به الگوهای ذهنی‌تان هشیار می‌شوید.

(( وقتی یک بار هشیار باشید، اقدامات مورد نیاز جهت تغییر به صورت خودکار انجام می‌شود. ))

 

نسبت به الگوهای ذهنی ناخودآگاه‌تان هوشیار باشید :

برای مثال من عادت دارم وقتی روی صندلی می‌نشینم مدام پایم را تکان می دهم که این موضوع به عنوان سندروم پای بی‌قرار شناخته می شود. ممکن است چند دقیقه یا چند ساعت طول بکشد تا متوجه شوم دارم اینکار را انجام می‌دهم و بخواهم متوقفش کنم. اما دقایقی بعد وقتی حواسم را به کاری متمرکز می‌کردم دوباره پایم را تکان می‌دادم.


تنها کاری که کمکم کرد تا این موضوع را کنار بگذارم، بهبود آگاهی نسبت به بدنم بود. من تلاش می کردم تا در انجام هر کاری به بدن خود توجه کنم. سپس زمانی که پاهایم شروع به حرکت می‌کرد در عرض چند ثانیه متوجه آن می‌شدم. درست برخلاف گذشته که ساعتها طول می‌کشید تا من نسبت به آن هوشیار باشم.

این آگاهی نسبت به بدنم نه تنها در این مسئله کمکم کرد، بلکه به من کمک کرد تا از تنش‌های بدنم آگاه شوم تا بتوانم بیشتر مواقع بدنم را آرام کنم.

این تنها یک مثال از اینکه شما بتوانید به کمک آگاهی بر عادت‌های ناخودآگاهتان غلبه کنید.

این عادت وقتی فیزیکی باشد خیلی راحت اتفاق می‌افتد، اما عادت های ذهنی زیادی است در درجه های ذهنی مختلفی اتفاق می افتد. که نمی توانید آن را ببینید، فقط اتفاق می‌افتد.

برای مثال، شما ممکن است عادت داشته باشید تا دیگران را قضاوت کنید. مسئله جالب این است که قضاوت کردن اتوماتیک وار اتفاق می‌افتد. مشکل این است که شما نه تنها دیگران بلکه خودتان را نیز قضاوت می کنید. به علاوه، آن چیزی که شما از دیدگاه خودتان می بینید با واقعیت کاملا تفاوت دارد زیرا شما همه چیز را از دیدگاه و باور خود می‌بینید.

تنها راه آزادی از این افکار این است که بازهم نسبت به الگوهای ذهنی‌تان هشیار باشید.

هر چقدر هشیاری بیشتری نسبت به افکار خود داشته باشید راحت‌تر می‌توانید جلوی قضاوت‌هایتان را بگیرید. وقتی مچ خودتان را گرفتید، بهتر است که خود را سرزنش نکنید فقط تلاش کنید تا آن را متوقف کنید.

وقتی به آرامی و پیوسته این تمرین را ادامه دهید، قضاوت شما نسبت به دیگران کم می‌شود.

 این راهکارها به شما کمک می کند تا ذهن خود را از افکار منفی خالی کنید و ذهنی باز داشته باشید:


الف - بخوابید!

درست خواندید، اگر می خواهید ذهن خود را از افکار بیهوده پاکسازی کنید، به خواب خود اهمیت بیشتری بدهید.

ما می توانیم با خواب کافی و باکیفیت در شب، ذهن خود را خالی کنیم. وقتی می خوابیم، بخش زیادی از ذهن ما از افکار و محتواهای درهم و برهم خالی می شود.

 

ب-  به افکارتان آگاهانه نگاه کنید (زندگی در لحظه) :

ما هرروز خودمان را در افکارمان غرق می‌کنیم. هدف این است که از افکارتان جدا شوید و آن را از بیرون نظاره کنید.

این تمرین به شما کمک می کند تا نسبت به افکار منفی‌‌تان آگاه شوید. شما از باورهای خود سوال می‌پرسید، افکار منفی‌تان خود را تضعیف می‌کنید و افکار مثبت را جایگزین آنها می‌کنید.


این تمرینی است که شما باید انجام دهید:

ابتدا دراز بکشید یا صاف بنشینید ، بگذارید شانه هایتان رها شوند و پاهایتان را آرام به زمین فشار دهید ... طوری که زمین را زیر پای خود حس کنید ... می توانید چشم های خود را بر روی نقطه ای ثابت نگه دارید یا آنها را ببندید هر طور که دوست دارید !

نفس کشیدن ، تمرین ساده ای برای متمرکز شدن بر خودتان و ارتباط با اطراف تان است . در طی روز تمرین کنید ، به خصوص هر زمان که در افکار و احساسات خود گیر افتاده اید

1- ده تا نفس عمیق بکشید . تمرکز کنید بر روی نفسی که تا حد ممکن آرام بیرون می آید تا اینکه شش هایتان خالی شوند و دوباره اجازه دهید خودشان پر شوند .

 2- به حس های درون شش های خالی تان توجه کنید ، به پر شدن دوباره آنها توجه کنید . به قفسه سینه اتان که بالا و پایین می رود توجه کنید . به بالا رفتن و پایین آمدن آرام شانه هایتان توجه کنید .

 3- اجازه دهید افکارتان مانند ماشین های عبوری که در خارج از خانه اتان در حال حرکت هستند ، بیایند و بروند .

4- آگاهی خود را بسط دهید : همزمان به نفس و بدن تان توجه کنید . سپس به اطراف اتاق نگاه کنید :

  • اگر چشمانتان باز است ، به چیزی که می توانید ببینید توجه کنید . (مکث 5 ثانیه ای . برای فکر کردن و توجه به آن )
  • به آنچه که می شنوید توجه کنید . ( مکث 5 ثانیه ای - برای هوشیار شدن است که هربار که ذهن‌تان به گذشته رفت به آنچه که می شنوید توجه کنید و به حال و اکنون بیایید ! )
  • به احساس روی پوست خود توجه کنید . ( مکث 5 ثانیه ای )
  • به مزه دهانتان توجه کنید . ( مکث 5 ثانیه ای)       
  • به بویی که به مشامتان می رسد توجه کنید ، ( مکث 5 ثانیه ای )
  • به احساس تان توجه کنید . ( مکث 5 ثانیه ای)
  • به آنچه که فکر می کنید توجه کنید ( مکث 5 ثانیه ای)
  • به کاری که در حال انجام آن هستید توجه کنید . ( مکث 5 ثانیه ای )

                                                                    

زندگی در لحظه را برای درمان بسیاری از مشکلات و اختلالات کاربردی است، زندگی در لحظه در روش‌های درمانی چون طرحواره درمانی، ذهن آگاهی، گشتالت درمانی و... تاکید می‌شود.

ریچارد موس در کتاب «چرخه وجود» می‌نویسد اگر به خودتان توجه کنید می‌فهمید که تمرکز ذهن‌‌تان بر روی چه چیز است:

 

  • اگر مدام دچار اضطراب و استرس و نگرانی هستید = تمرکز روی  آینده
  • اگر دچار غم، افسوس و احساس گناه هستید = تمرکز روی گذشته
  • اگر حسادت، غبطه خوردن، سرخوردگی و خشم دارید = تمرکز روی دیگران
  • اگر خودبزرگ‌پنداری و یا حس بی‌ارزشی دارید = تمرکز روی نفس یا Ego

 

در واقع ذهن با تفکر زائد، لحظه حال را می‌گیرد، شما را مشغول قضاوت کردن درباب خودتان، دیگران، اتفاقات و... می‌کند. از خود بپرسید آخرین بار کی تمام و کمال در لحظه حال حضور داشته‌اید؟

کی در یک لحظه فقط یک کار را با توجه کامل انجام داده‌اید؟

زندگی در لحظه حال فضای تازه‌ای در درون‌تان می‌گشاید و شما را سرشار از انرژی می‌کند. پس برای بهتر زیستن، نیازمند توجه به «اینجا و اکنون» هستید.

 

حکیم عمر خیام در این زمینه می فرماید :

خیام اگر ز باده مستی خوش باش               با ماهرخی اگر نشستی خوش باش

 

 در قرآن کریم نیز می‌توانیم به آیه 62 سوره یونس اشاره کنیم:

«همانا دوستان خداوند نه ترسی بر دلشان است و نه اندوهی».

( ترس از آینده و اندوه از گذشته )

شما می توانید در لحظه حال بودن را در هنگام نماز خواندن انجام دهید و آثارش را در جدول انتهایی بنویسید .

                         

ج- بنویسید

نوشتن، یکی از بهترین راه ها برای بیرون ریختن افکار ذهنی شماست. فرقی ندارد که روی کاغذ می نویسید یا دوست دارید مطالب ذهنتان را تایپ کنید، هر روشی که شما با آن راحت هستید خوب است.

 

 

وقتی شروع به نوشتن می کنید، فکر کردن را کنار بگذارید و فقط بنویسید. برای 10 تا 15 دقیقه ادامه بدهید و فقط بنویسید.

گاهی اوقات که ذهنتان خیلی شلوغ می شود، به خودتان می آیید و می بینید که 1 ساعت است که مشغول نوشتن هستید!

حرفهای ناگفتنی، گله و شکایتها، آرزوها، حسرتها و دل مشغولی های خود را به کاغذ بگویید. نوشتن، یکی از بهترین راه ها برای رسیدن به نظم ذهنی است که همیشه و در هر شرایطی می توانید آن را انجام بدهید.

 

ج - راه بروید

شاید باور نکنید ولی یکی از بهترین راه ها برای خالی کردن ذهن مشغول شما، پیاده روی و قدم زدن است. قدم زدن می تواند ذهن بی قرار شما را آرام کند و انرژی های تلنبار شده در بدنتان را آزاد کند.

وقتی می بینید که افکار داخل سرتان زیاد شده اند و به شما فشار می آورند، لباس بپوشید و برای قدم زدن به بیرون بروید.

 

در هنگام راه رفتن می توانید با خودتان حرف بزنید یا اینکه دفتر خودتان را هم بردارید و بعد از راه رفتن، تمام چیزهایی که ذهن شما را مشغول کرده است را بنویسید.

 

 

(( اکنون که پاکسازی ذهن را یاد گرفتید ، می توانید از تکنیک زندگی در لحظه و نوشتن قبل از انجام تمام جلسات معجزه شکرگزاری استفاده نمایید .))

 

 

  تکلیف پاکسازی ذهن  

 

لطفا جدول زیر را کامل کنید ، سپس دکمه ثبت را فشار دهید:

 

 

                        


شما از چه راهکارهایی برای پاکسازی ذهن استفاده نمودید و چگونه بود ؟